کتاب خاورمیانه ۴ (ویژه خلیج‌فارس)

1,500 تومان

کتاب خاورمیانه ۴ (ویژه خلیج‌فارس)
خلیج‌فارس در امتداد دریای ‌عمان و در میان شبه‌جزیره‌ عربستان و ایران قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳,۰۰۰ کیلومتر مربع است که از شرق از طریق تنگه‌ هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد و از غرب به دلتای‌ رودخانه‌ اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانة دجله و فرات است، ختم می‌شود.
کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در مجاورت خلیج‌فارس قرار دارند.
زمین‌شناسان معتقدند که در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج‌فارس در کنار دشت‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.
قدمت خلیج‌فارس با همین نام چنان دیرینه است که عده‌ای معتقدند: «خلیج‌فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشری است». ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده‌اند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج‌فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول، آغاز شد. داریوش پادشاه ایران،‌ نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتی‌های او طول رودخانه سند را تا سواحل اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج‌فارس پیمودند و سپس شبه‌جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. وی برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز، فرمان کندن ترعه‌ای را داد و کشتی‌هایش از طریق همین ترعه به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه‌ای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده است: «من پارسی هستم. از پارس، مصر را گشودم. من فرمان کندن این ترعه را داده‌ام، از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید. پس این جوی کنده شد، چنان که فرمان داده‌ام و ناوها از مصر از این آبراه به پارس آیند، چنان که خواست من بود». داریوش در این کتیبه از خلیج‌فارس به نام «دریایی که از پارس می‌آید» نام برده و این نخستین مدرک تاریخی می‌باشد که درباره خلیج‌فارس موجود است.
اما نخستین‌بار یونانی‌ها بودند که این خلیج را «پرسیکوس سینوس» یا «سینوس پرسیکوس» که همان خلیج‌فارس است، نامیدند. از آنجا که این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیرایرانیان نوشته‌اند، آمده است، هیچ‌گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنانکه یونانیان بودند که برای نخستین بار، سرزمین ایران را «پارسه» و «پرسپولیس» یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند. استرابون جغرافیدان سده‌ نخست میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج‌فارس نام برده است. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج‌فارس عنوان می‌کند. همچنین «فلاریوس آریانوس» مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر، از این خلیج با نام «پرسیکون کیت» که هدفش جز خلیج‌فارس نیست، نام می‌برد. البته جست‌وجو در سفرنامه‌ها یا کتاب‌های تاریخی بر حجم سندهای خدشه‌ناپذیری که خلیج‌فارس را «خلیج‌فارس» گفته‌اند، می‌افزاید. این منطقة آبی، همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بوده‌اند و امپراتوری آنها در سده‌های متوالی، بسیار گسترده بود، هم از نظر اقتصادی و هم نظامی اهمیت خارق‌العاده‌ای داشت. آنها از این طریق می‌توانستند با کشتی‌های خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به اهداف اقتصادی و نظامی دست یابند. از این‌رو، با گذشت قرون متمادی، خلیج‌فارس نه تنها اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک خود را از دست نداده، بلکه این اهمیت دوچندان نیز شده است.
در دوران‌ گذشته خلیج‌فارس از دو منظر برای کشورها اهمیت داشت: اول به عنوان مسیر ترانزیت کالا و داد و ستد بین کشورها مطرح بوده و دوم به جهت موقعیت استراتژیکی که می‌توانست در جنگ‌های این منطقه نقشی ایفا کند. در دوران حاضر باید گفت که منطقه خلیج‌فارس علاوه بر حفظ موقعیت‌های گذشته، دارای یک موقعیت جدید هم هست و آن کشف نفت و گاز در کشورهای حوزه این دریا می‌باشد. اما با پیدایش نفت و گاز و هجوم کشورهای صنعتی، صحنه سیاسی این منطقه دچار دگرگونی‌های ژرفی شد.

استعمارگران جهت چپاول ثروت‌های کشورهای حوزه خلیج‌فارس از هیچ نیرنگی فروگذار نکردند و مردمان بومی این منطقه را به دام اسارت استعمار درآوردند و منابع نفتی و ثروت‌های ملی این مردمان را به تاراج بردند که در شرایط حاضر نیز این چپاول‌ها با شگردهای امروزی در حال تحقق است. بنابراین با در نظر گرفتن اهمیت این منطقه از جهان، در کتاب حاضر سعی شده تا ضمن ارائه نگاهی جدید از تغییر و تحولات جاری در منطقه خلیج‌فارس، به بررسی این تحولات در هفت مقاله پرداخته شود تا در مجموع بتوان از زوایای مختلف، خوانندگان را با موضوعات مورد بحث آشنا نمود.
در مقاله اول، نویسنده کوشیده تا با ارائه تعاریفی از مسئله امنیت در شورای همکاری خلیج‌فارس خوانندگان را با این مقوله آشنا نماید و با تبیین مفهوم امنیت در خلیج‌فارس، کارکردهای مختلف آن را مورد کنکاش گذاشته و در کنار این اقدامات، بحران‌های پیش روی شورای همکاری خلیج‌فارس را مورد نقد و بررسی قرار دهد.
در مقاله دوم پژوهشگر ضمن بیان مقوله‌های مهم امنیت در حوزه خلیج‌فارس سعی کرده تا به این موضوع بپردازد که جایگاه امنیت در این حوزه چگونه است و الگوهای رایج جهت تأمین امنیت منطقه‌ای به چه صورت تحقق می‌یابد. در کنار این امر، نویسنده ضمن بررسی دیدگاه‌های مختلف درخصوص مقوله امنیت در خلیج‌فارس به تبیین این دیدگاه‌ها پرداخته و موانع پیش روی این امر را بیان نموده است.
مقاله سوم، شامل بررسی استراتژی‌های امنیتی آمریکا و اتحادیه اروپا در خلیج‌فارس می‌باشد که این موضوع بعد از پایان جنگ سرد به مرحله جدیدی رسیده است. بنابراین نویسنده، ضمن ارائه نظرات خود درخصوص رویکردهای نوین این کشورها در منطقه خلیج‌فارس بدون حضور شوروی، اقدام به تجزیه و تحلیل اقدامات این کشورها نموده‌ است. خلیج‌فارس مهم‌ترین منطقه‌ای است که منافع اقتصادی، سیاسی و نظامی کشورهای اروپایی و آمریکا در آن تلاقی یافته و در واقع به جهت نقشی که منطقه در اقتصاد این کشورها بازی می‌کند از جایگاه خاصی در سیاست خارجی برخوردار است.
مقاله چهارم به بررسی جایگاه مسائل اقتصادی در میزان روابط کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس با اروپا می‌پردازد. شورای همکاری خلیج‌فارس، یکی از مهم‌ترین ارگان‌های منطقه‌ای کشورهای عرب منطقه است که در کنار کارکردهای سیاسی خود دارای کارکردهای اقتصادی مهمی نیز می‌باشد. اهمیت میزان همکاری‌های تجاری اعضای شورای همکاری‌ خلیج‌فارس با دولت‌های اروپایی به میزان همگرایی این کشورها با شورای همکاری ارتباط دارد که در این نوع همکاری‌ها هر یک به دنبال منافع خاص خود هستند و لزوم تحقق هر یک، بستگی به میزان و نوع همکاری‌ها دارد.
در مقاله پنجم که نویسنده ضمن ارائه تاریخچه‌ای از همکاری‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس با ایالات متحده، نقش آمریکا را به عنوان یک هژمون در معادلات منطقه‌ای مورد بررسی قرار داده است.
در این مقاله روابط هریک از کشورهای عضو شورای خلیج‌فارس با آمریکا به اختصار توضیح داده شده و بیشترین توجه به معادلات نظامی طرفین و نقش آنها در خاورمیانه بزرگ داده است.
مقاله ششم به صورت اختصاصی به نقش تعیین‌کننده نفت در تحولات جاری این حوزه پرداخته است. دیر زمانی است که نفت عامل مهمی در تبیین روابط کشورهای این منطقه با سایر دول می‌باشد. نفت به عنوان یک محصول مهم کشورهای خاورمیانه و به‌خصوص خلیج‌فارس دارای مشتریان خاصی است که جهت به دست آوردن آن از هیچ کوششی فروگذار نیستند و به همین جهت باید گفت که آرایش‌های سیاسی کشورهای منطقه بیشتر بر مبنای تغییر و تحولات نفت رقم می‌خورد و در حال حاضر نیز نفت به عنوان ابزاری جهت تهدید قدرت برای کشورهای منطقه تبدیل شده و عاملی جهت ادامه استعمار نوین در این کشورها شده است.
در پایان مقاله هفتم به بررسی جایگاه عراق پس از صدام در شورای همکاری خلیج‌فارس می‌پردازد. کشور عراق به جهت داشتن ذخایر غنی نفت، نقشی اساسی در تحولات نفتی منطقه و جهان بازی می‌کند در این مقاله نویسنده سعی در بیان دلایل عدم عضویت عراق در شورای همکاری خلیج‌فارس در سال‌های گذشته نموده و در ادامه به بررسی سناریوهای مختلف درخصوص روابط آتی عراق نوین با شورای همکاری خلیج‌فارس پرداخته است.

مقدار:

اطلاعات بیشتر

نویسنده

دکتر میرقاسم مؤمنی

ناشر

انتشارات مؤسسه ابرار معاصر تهران